حسین داوری داورانی
دل ویران و سر حیران و
جگر میسوزد از این دریای شور
یا اباصالح ! به کدامین دعا باید خواست ؟
تا عطش را کربلایی کنی ...
اللهم عجل لولیک الفرج
**************************
خدایا !
آموختم و اندیشیدم
ولی تنهاتر شدم ...
مجالی نیست و نه راهی
می اموزم و میاندیشم
تا ؛
روزی در تو جمع میشوم ...
******************
خدایا !
از یک سجده ! شیطان رانده شد
و از یک گندم یا سیب ! آدم هم
سیب دوست نداشتیم شاید ؛
با بی سجده گی هامان چه میکنی ؟
****************************
ربنا!
سرنوشتم را نوشتی ...
پیشانیم جای مهر دارد،اما؛
سب و لعن فقر کردم
تا در این دادخواهی دنیا
حکم دادارم مرا تا "ویل" باشد
"ویل" باشد ، "ویل" ، لیک ؛
آسایشی شاید مرا آنجا
در پناهت ،بی فقر باشد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۰۹ ساعت ۱۲:۵۴ ق.ظ توسط حسین داوری داورانی
|
دل ویران و سر حیران و