کلمات ، اصطلاحات و واژه های مرتبط با املاک و مباحث حقوقی مرتبط

بخش اول

اراضی   :  جمع ارض است که در زبان فارسی به آن  زمین گفته می شود .    ارض :  قطعه معینی از زمین را گویند .

اراضی مفروزی   :  به اراضی گفته میشود که بصورت قطعات دارای حدود و مالک مشخص بوده و در مقابل اراضی مشاعی بکار می رود . بعنوان مثال : قطعات زمینی که از یک پلاک زمین بزرگ افراز شده اند . همچنین در روستاها به قطعاتی که توسط مالکین مشاعی بصورت مفروز در تصرف درآمده است اراضی مفروزی میگویند.

اراضی موات  :   از عناصر اراضی موات  امور ذیل می باشد :

١- سابقه مالکیت خصوصی ان معلوم نیست  .

٢- کشت و زرع و آبادانی در آن مشاهده نمیشود .

٣- بالفعل مالک نداشته باشد .

ارتفاق : حقی است برای ملک شخصی در ملک دیگری همچون ؛  حق عبور اب از ملک غیر و حق گشودن ناودان در زمین غیر ( ماده ٩٣ ق - م ) .

ارث  : دارایی متوفی پس از کسر دیون و حقوقی که طبق قانون به آن تعلق می گیرد را ارث گویند ( در مواردی : در صورت وجود وصیت میتواند ثلث اموال متوفی نیز بنا به وصیت متوفی از اموال وی کسر گردد ).  از جمله دیون : مهریه همسر ، بدهی های میت و ...  و همچنین مالیات و ...

ارث خیار : انتقال حق خیار از متوفی به وارث وی را گویند .

ارش : کسری است که صورت ان تفاوت قیمت صحیح و معیوب در روز تقویم مال مورد معامله   و   مخرج ان کسر قسمت صحیح در روز تقویم میباشد . این کسر هرگاه ضرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش بدست میاید . یعنی حاصل ضرب مزبور را اصطلاحا ارش گویند. گاه ان را ارش عیب گویند.

اسباب تملک :  چیزی که موجب و سبب مالکیت شخصی شود را گویند همچون ؛ عقد یا ارث بردن  یا انتقال یا حبه یا  ایقاع و ...

احتیاط : اخذ شیوه ای که در ان حتی المقدور منظور مقنن عملی گردد و این در مواردی است که شک پیش اید و الا در مواردی که منظور مقنن روشن است موردی برای احتیاط نیست. شک هایی که در مورد ان ها احتیاط میکنند محدود و معین است و شامل همه شکوک نمیشود. غالب موارد احتیاط دور از احتیاط است.

احیاء  : مقصود احیای زمین موات و نیز کارهایی است که ازنظر عرف ، اباد کردن محسوب میشود . زراعت، غرس اشجار و ساختن بنا از نمونه های ان هستند . لیکن صدق عرفی نیز هم به هدف احیاء بستگی دارد و هم به نوع زمینی که احیاء می شود . بعنوان مثال ؛  اگر احیاء زمین برای زراعت است و زمین جنگل است باید اشجار و بوته ها را دراورد و اگر محتاج به اب است راه اب درست کند یعنی حفر نهر کند؛ ولی جریان دادن اب شرط صدق احیاء نیست و همین قدر که زمین مهیای زراعت شد و راه اب درست شد، احیاء صدق میکند و شخم کردن و زراعت کردن شرط نیست. اگر زمین از زمین هایی باشد که دائما اب ترشح میکند احیای ان به طور قطع هرز اب است از طریق زه کشی. اگر زمین نشیب و فراز داشته و زراعت موقوف بر رفع ان باشد، رفع نشیب و فراز شرط احیاء است. در اراضی دیمی که صرف شیار مافی است، سنگ کشی و ریشه کنی برای انتفاع از ان زمین ضرورتی ندارد و همان شیار احیاء است و ملک او  میشود. ولی صرف خط کشی و نشان گذاری در این اراضی مصداق تحجیر است نه احیاء.

احیای موات  : مراجعه شود به  ایین نامه عمران ارضی بایر و موات مصوب ١۶/١٠/۴٣ هیات وزیران شماره ٣۵۴٠٢ مورخ ١۶/١٠/۴٣ .

 اخذ به شفعه : هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی حصه خود را به ثالث بفروشد، شریک دیگر حق اخذ به شفعه را دارد ؛ یعنی حق دارد که به مقدار ثمن به مشتری بدهد و مبیع را تملک کند. اخذ به شفعه از ایقات است .

اخطار : در لغت به معنای یاداوری کردن و خاطر نشان نمودن است. در اصطلاحات اداری ( اعم از قضایی و ... ) یاداوری کردن رسمی یک یا چند مطلب در حدود مقررات جاری است مانند اخطارهایی که از طرف سیستم قضایی یا اجرای ثبت و ...  برای اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی درحدود قانون فرستاده میشود .   اخطارنامه : ورقه رسمی متضمن اخطار را گویند.

ادعاء : ( فقه - دادرسی ) اصطلاح قدیمی است و مردف دعوی است . اذن : ( فقه - مدنی ) اعلام رضای مالک یا نماینده قانونی او و یا رضای کسی که برای رضای او اثری قائل شده است، برای انجام دادن یک عمل حقوقی از عقود و ایقاعات باشد یا از تصرفات انتفاعی و یا استعمالی که عناصر وجودی و عدمی اذن عبارتند از :

الف- اذن اعلام رضا است از طرف کسی که قانونا صلاحیت این اعلام را داشته باشد .

ب- اذن یک عمل حقوقی است و ناشی از اراده است ؛ یعنی عمل غیرارادی نیست .

ج- در اذن قصد انشاء وجود ندارد ( یعنی اذن دهنده هیچ چیز را از نظر حقوقی به وجود اعتباری موجود نمی کند، بلکه فقط رفع مانع قانونی میکند) .

بعنوان مثال :  تصرف غیر قانونی در مال ممنوع است، ولی هنگامی که مالک به دیگری اذن در تصرف در مال خود را میدهد، در حقیقت این منع را مرتفع می سازد و کار دیگری نمی کند. بعد از پیدایش این اذن، ماذون می تواند به کمک قصد خود در مال مورد اذن تصرف کند. بنابراین اگر صاحب زمینی که در ان شن و ماسه وجود دارد به طور عام به مردم اذن بدهد که از شن و ماسه ان بردارند و تملک کنند و شخصی بدون اطلاع از این اذن و بدون قصد تملک در شن و ماسه ان، مقداری شن و ماسه بردارد مالک ان نخواهد شد و تنها خاصیت این اذن نسبت به رفع ضمان و مسئولیت مدنی از ان شخص است ولی هرگز ان شن و ماسه جزئی از دارایی ان شخص به وارث او نخواهد رسید؛ چون ملک او نشده است.

اراده باطنی : ( مدنی ) مرادف اراده حقیقی است . اراده خطور کرده در ضمیر را گویند، خواه مدلول ایجاب یا قبول کاملا مطابق با ان باشد یا نباشد و در مقابل اراده ظاهری بکار میرود.

 اراده حقیقی : ( مدنی ) اراده ای که در نفس وجود پیدا کرده و هنوز ابراز نشده باشد، خواه ابراز ان به وسیله الفاظ ایجاب و قبول باشد .

اراده ظاهری : ( مدنی ) اراده مکشوف با کاشف از قصد انشاء را گویند . یعنی مدلول کاشف از قصد انشاء را اراده ظاهری نامیده اند، خواه مطابق با تمام خصوصیات اراده خطور کرده باشد و خواه نباشد. " العقود تابعه للقصود " همین اراده ظاهری است نه اراده باطنی .

اراضی آیش :  عناصر ان از این قرار است :

الف- بالفعل مالک داشته باشد.

ب- زمین مزروعی باشد.

ج- مالک برای مدت معلوم یا محدودی از کشت و زرع ان چشم پوشیده باشد.

اراضی آیش جزو اراضی مفروز هر روستا می باشد یعنی ؛ علی الاصول مالک خاص دارد  مگر اینکه ؛  اشاعه بر ان عارض شده باشد مثلا از طریق ارث بردن.

اراضی بایر : عناصر ان چنین است :

الف- بالفعل مالک داشته باشد.

ب- مشغول به کشت و زرع و ابادی نباشد.

ج- مالک برای مدت نامعلوم و نامحدودی از ابادی ان چشم پوشیده باشد.

اطلاق بائر بر موات به کمک قرینه مجاز است ( تبصره دوم ماده یک قانون واگذاری زمین به تحصیل کرده های کشاورزی مصوب ٢٢/١٠/٣٨ ) اراضی بائر علی الاصول مالک خاصی ندارند، مگر اینکه اعراض مالک از انها احراز شود که در این صورت انها را بائر به مالک می نامند .

بائر به دو قسم است :

الف- بائر مفروض که مالک خاصی دارد .

ب- بائر مشاع که عده ای به اشتراک مالک ان بوده یا هستند . مانند اراضی دیم کار روستا که به صورت بائر افتاده باشد .

اراضی بیابانی : در پاره ای از روستا ها  مقداری از اراضی روستا  را اهالی  روستا به کمک هم و به طور جمعی احیاء مینمایند و چون اب روستا  به همه این قسم زمین ها نمی رسد، هر سال به قرعه بعضی از اهالی  در ان قسمت این اراضی که اب به ان میرسد کشت میکنند. این زمین ها با اراضی مواتی که حریم روستا  را تشکیل می دهند فرق دارد و ملک اهل روستا  محسوب میشود و نوعی از اراضی مشاع اهالی روستا  را تشکیل میدهد .

اراضی دائر : اراضی اباد و ایش را گویند. در مقابل بائر و موات و اراضی متروکه.

اراضی متروکه :  عناصر ان از این قرار است :

الف- سابقه مالکیت خصوصی مسلم داشته باشد.

ب- فعلا مشغول به کشت و زرع و ابادی نباشد .

ج- مالک سابق ان از مالکیت ان قهرا یا به اختیار چشم پوشیده باشد. مانند زمینی که مالکان ان در زلزله به کلی از بین رفته باشند و ویران افتاده باشد. این اراضی هم از حیث تملک به حیازات و احیاء در حکم اراضی موات بوده است. بر اثر توسعه معابر، اراضی متروکه معتی دیگری هم پیدا کرد. چنانچه بر اثر احداث خیابان حاشیه ناچیز و ناموزونی از زمین ملک شخصی در خارج از معبر قرار گیرد و برای مالک هم مفید نباشد، این زمین را که ملک شهرداری است متروکه و اراضی متروکه در این اصطلاح ، بائر بلامالک هم بکار میرود .

اراضی مشاعی : در اصطلاحات ثبتی به سه دسته از اراضی گفته میشود :

الف- اراضی بیابانی.

ب- اراضی موات که حریم روستا را تشکیل میدهند و اهل ده برای تعلیف دواب و کندن بوته و نظایر این امور از انها استفاده مینمایند .

ج- اراضی دیمکار که اهل روستا با هم ان را احیاء کرده و هر ساله با تقسیم موقت عده ای در انها کشت دیم میکنند و به طور مشاع مالک عین ان اراضی هستند. نتیجه این تقسیم را ( برزگر بخشی ) مینامند. در مقابل اراضی مفروزی استعمال می شود.

اجرای اسناد رسمی :  اجرای اسناد تنظیم شده بوسیله ادارات ثبت و دفاتر اسناد رسمی و سایر ماموران دولت در حدود صلاحیت و بر وفق مقررات مواد ٩٢ و ٩٣ ثبت میباشد.

ضمانت اجراء :

الف- قدرتی که برای بکار بستن قانون یا حکم دادگاه از ان استفاده میشود و نیز بدین معنی است اجرا در قوه مجریه که یکی از قوای سه گانه مملکت است.

ب- عکس العمل قانون در مقابل تخلف از یک دستور قانونی. مثلا قانون مقرر داشته که عاقد باید کبیر و رشید باشد . ضامن اجرایی رشد، عدم نفوذ معامله است. یعنی معامله با صغیر باطل است و معامله با غیر رشید غیر نافذ . عدم نفوذ و بطلان دو قسم از اقسام مختلف ضمانت اجراء به معنی دوم می باشند.

اجرائیه سند ذمه ای : اجرائیه ایست ثبتی که بر اساس ایین نامه اجرای اسناد رسمی لازم الاجراء صادر میشود و از اثار عمده ان قابلیت توقیف مدیون سند در صورت استنکاف از ادای دین است.

اجرائیه سند شرطی  : در مقابل اجرائیه سند ذمی بکار میرود. اجرائیه سند شرطی بر اساس ماده ٣۴ قانون ثبت صادر میشود و دارای مشخصاتی است ازجمله ؛  این که مدیون سند توقیف نمی شود؛ برعکس سند ذمه ای .

اجرت :

الف- در عقد اجاره خدمات ( ماده ۵١۴ ق - م ) عوض اقتصادی خدمت را اجرت گویند .

ب- مال الاجاره ( در اجاره اشیاء - ماده ۴۶٨ ق - م ) را هم اجرت گویند در این صورت این کلمه با لغت دیگر مرکب است، مانند " اجره المسمی " و " اجره المثل ".

اجرت المثل :

الف- اگر کسی از مال دیگری منتفع شود و عین مال باقی باشد و برای مدتی که منتفع شده بین طرفین مال الاجاره ای معین نشده باشد، انچه که بابت اجرت منافع استیفاء شده باید به صاحب مال مزبور بدهد اجرت المثل نامیده میشود؛ خواه استیفای مزبور به اذن مالک باشد خواه نباشد . در صورت اخیر، اجرت المثل جنبه خسارت را هم دارد.

ب- گاهی به معنی عوض المثل است.

اجرت المسمی : اجرت مذکور در عقد اجاره را اجرت المسمی گویند.

اجاره نامه :  اصطلاح عامیانه سند اجاره است . نوشته ای که حاکی از عقد اجازه باشد.

اجاره معاطاتی : ( فقه ) اجاره ایست که ایجاب و قبول ( یا فقط ایجاب یا قبول ) ان غیرلفظی باشد. گفته اند در اجاره خدمات، اجاره معاطاتی غیر قابل تصور است. به همین جهت اگر کسی به دیگری دستور انجام کاری را بدهد و ان شخص بدون گفتن چیزی که حاکی از قبول دستور مزبور باشد اقدام به انجام ان کار کند، این عمل حقوقی را ( که عرفا اجازه خدمت است ) اجازه نمی دانند بلکه بعضی ان را " اباحه منفعت به عوض " دانسته اند و عجیب این است که قانون مدنی نیز تحت عنوان استیفاء، از نظر اخیر پیروی کرده است ( ماده ٣٣۶ ق - م ) و ان را از اسباب ضمان قهری دانسته است ( ماده ٣٠٧ ق - م ) در حالی که مطابق ماده ١٨٣ قانون مدنی این عمل عقد است.

اجاره نامچه  : سند اجاره را گویند. بیشتر در اصطلاحات عامیانه بکار می رود.

اجاره ٩٩ ساله  : ( مدنی ) اجاره های طویل المدت را با این رقم مشخص می کنند. همان طور که در نکاح منقطع هم مدت ٩٩ ساله می تواند معین شود ( ماده ٨ ائین نامه اصلاحات ارضی مصوب ٣/۵/۴٣ ) .

 

ادامه مبحث در بخش دوم تقدیم میگردد .

با احترام - حسین داوری داورانی