کلمات ، اصطلاحات و واژه های مرتبط با املاک و مباحث حقوقی مرتبط
کلمات ، اصطلاحات و واژه های مرتبط با املاک و مباحث حقوقی مرتبط
بخش دوّم
اجازه : اظهار رضایت شخصی که قانون رضای او را شرط تاثیر عقد یا ایقای دانسته است که از دیگری ( خواه مالک نباشد، خواه مالک اما محجور باشد-مانند سفیه ) صادر شده است مشروط بر اینکه رضایت مزبور بعد از صدور عقد یا ایقاع مذکور صادر شود و اگر پیش از ان صادر شود ان را اصطلاحا اذن نامند. گاهی به طور عام و با تسامح اجازه را اعم از اذن و اجازه به معنی بالا بکار می برند و این استعمال را انحطاط است.
اذن : ( فقه ) در اصطلاحات علم درایه ( که از مقدمات علم فقه است ) عبارت است از اذن استاد حدیث به دیگری در نقل روایات تحت شرایط خاص و لازم نیست که موجز برتر از مجاز باشد. اجازه ممکن است شفاهی یا کتبی باشد حتی به غیر ممیز هم اجازه داده نمی شود. ممکن است مورد اجازه نقد روایات کتاب معین بوده یا برعکس نقل همه مسموعات مجیز باشد و نیز ممکن است مجاز شخصی معین و یا اشخاصی غیر معین ( مانند جمیع مسلمانان ) باشند . بعضی عقیده دارند اجازه به معدوم هم درست است و همچنین اجازه به صغیر حتی در زمان ولادت درست است و اشکالی و اختلافی در این مورد نیست .
ائین نامه :
الف- مقرراتی است که مقام صلاحیت دار همچون ؛ وزیر یا وکیل یا شهردار و ... وضع و در معرض اجرا می گذارند؛ خواه هدف ان تسهیل اجرا و تشریح قانونی از قوانین موضوع باشد، خواه در مواردی باشد که اساسا قانون وضع نشده است. در همین مورد لفظ نظامنامه هم استعمال شده است. گاه خود مجلس وضع نظامنامه می کند. در حقوق اسلام اینگونه مقررات را " حکم " می گفته و ان را در مقابل " شرع " بکار می برده و وضع اینگونه مقررات را (که بنا بر تدوین ان نداشته اند ) حکومت می نامیده اند.
ب- ایین نامه یا نظامنامه عبارت است از مقررات کلی که توسط مراجع اجرایی قانون به منظور اجرای وظایف اجرایی و تحقق بخشیدن به ان ها وضع شده باشد و شامل ائین نامه های مصوب مجلس نمی باشد ( ائین نامه داخلی مصوب مجلس در مفهوم قانون به معنی عام ، شامل همه مصوبات کلی مجلس میشود ).
ائین نامه به این معنی مفهوم عامی دارد که بجز قانون ( یعنی مصوبات کلی مجلس) و بخشنامه همه چیز را شامل میشود و مفهوم تصویب نامه از تحت ان خارج نیست و معنی درست ائین نامه همین است.
آبونمان : عنوان عقودی است که در ان ها تعهد به طور متناوب یا مجدد انجام می شود و عوض ان مقطوعا معین و یکجا یا به اقساط پرداخت شود مانند آبونمان آب ، برق ،روزنامه،گاز ،تلفن و ... عوض را " وجه اشتراک " گویند. ترجمه ان به اشتراک بی مناسبت است و تقلید از اعراب هم بی وجه است. ( بند چهارم ماده ٧٣٩ قانون ائین دادرسی مدنی )
اباحه تملک : ( فقه - مدنی ) یعنی اجازه تملک . این اجازه را گاهی مقنن مستقیما می دهد ( مانند اجازه تملک مباحات در ماده ١۴٧ ق - م ) و گاهی ناشی از قصد انشای مالک است ( مانند نثار مال در عروسی که صاحب جشن از طریق نثار، اباحه تملک مال به حضار می کند) . اذن در نهادن سرتیتر بر سر دیوار هم مصداق اباحه تملک منافع است ( ماده ١٢٠ ق - م ) همه اقسام اباحه تملک جایز و یا لازم نیستند. بلکه به حسب طبیعت هر قسم ممکن است جایز یا لازم باشد، اما غالبا جایز می باشند.
اتحادیه : انجمن صنفی که حافظ منافع یک صنف است ( و صنف عبارت است از یک گروه ) .
اجاره : ( فقه - مدنی ) عقدی است که به موجب ان، طرف منفعت عین یا نیروی کار خود را در ازای اخذ اجرت معامله می کند . مورد اجاره ممکن است اشیا یا حیوان یا نیروی انسانی باشد. ( ماده ۴۶۶ و ۴۶٧ ق - م )
اجاره اشیا و حیوان : ( فقه - مدنی ) عقد اجاره ای است که مورد اجاره عین مال و یا حیوان باشد. ( ماده ۴۶۶، ۴۶٨ و ۵٠٧ ق - م )
اجاره بها : به معنی مال الاجاره است . یعنی اجرت و عوض منافع مالی که به موجب عقداجاره معین می شود .
اجاره خدمات : ( فقه - مدنی ) عقد اجاره ایست که شخصی نیروی کار خود را در مقابل اخذ مزد معامله می کند. صاحب نیروی مزبور را اجیر ( خدمتکار یا کارگر ) می نامند و طرف او را مستاجر ( کارفرما یا صاحب کار ) گویند (ماده ۵١۴ ق - م ) .
استیفاء : عبارت از بهره مند شدن کسی است از عمل یا منفعت مال غیر بر حسب اذن قبلی که داده است. استیفاء از اقسام شبه عقد است . ( مانند اجاره ) زیرا در استیفاء توافق طرفین برای انجام عمل، یا بردن منفعت از مال موجود می باشد و از این جهت شباهت به عقد دارد، ولی شرایط دیگر عقد را از قبیل تعیین عوضین فاقد است . استیفاء از اسباب ضمان قهری است ( ماده ٣٠٧ ق - م ) .
اسناد قابل معامله : ( حقوق تجارت ) اسنادی که امضاء کننده ان، تعهد تسلیم مالی ( نقد - جنس ) را می کند. مانند اسناد تجارتی و اوراق بهادار. ( سهام شرکت ها و اوراق قرضه ).
اسم تجاری : نامی است که بازرگانان تحت عنوان ان نام تجارت می کنند و در حقیقت نام تجارتخانه یا موسسه بازرگانی است.
اهل : برای این که متعاملین اهل محسوب شوند، باید بالغ و عاقل و رشید باشند.( ماده ٢١١ ق - م )
اسناد تجاری : طبق قانون تجارت ایران عبارتند از:
١- برات
٢- سفته
٣- چک
در بعضی از کشورها ؛ سند دیگری هم وجود دارد که " دارانت " نام دارد. اسناد تجاری برای کسانی که به امر تجارت اشتغال دارند، بیشتر از پول ارزش دارد، زیرا علاوه بر اینکه همان کار پول را بین تجار انجام میدهد، از انتقال وجه جلوگیری میکند و خود وسیله ای برای کسب اعتبار در بازار می باشد. بعنوان مثال ؛ تاجری که از شخصی مقادیری ازاجناس را خریداری کرده است ( با توجه به اینکه عمده معاملات بین تجار نسیه است ) برای پرداخت بهای اجناس خریداری شده از فروشنده مهلت میگیرد و تعهد میکند که بدهی خود را در تاریخ معین به وی بپردازد. بدین منظور به فروشنده یا طلبکار خود سفته میدهد و ممکن است به همان فروشنده اختیار دهد که معادل طلب خود و برای ان مدت براتی به عهده او صادر کند که وی متعهد پرداخت ان خواهد شد . و یا اینکه سفته و براتی که وی از کسی دیگر به همین ترتیب در اختیار دارد، به فروشنده واگذار کند. فروشنده هم میتواند سفته و براتی که از این طریق بدست اورده، به خاطر احتیاج به پول نقد، به تاجر دیگری انتقال داده و مبلغی از اصل ان کسر نموده، وجه ان را دریافت نماید؛ که این عمل را تنزیل می نامند.
تنزیل عمده ترین عملیات تجارتی است. تنزیل کننده با محاسبه سود وجه پرداختی خود به نرخ روز و از تاریخ تنزیل تا تاریخ سررسید سند ( اگر سند دارای وعده باشد ) هزینه هایی که احتمالا برای وصول وجه مرقوم متحمل خواهد شد، محاسبه نموده و از سند متقاضی وام کسر کرده و بقیه را به وی میپردازد و البته چون دستیابی به اینگونه اشخاص کار اسانی نیست، بیشتر نقل و انتقال اسناد تجارتی توسط صرافان صورت میگیرد که نقش موثری به عنوان واسطه در بین تجار بعهده دارند.
اشتباه : موجب بطلان عقد می شود. اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح، اشتباهی واقع شده باشد، صلح باطل است ( ماده ٧۶٢ ق . م ). از طرفی قول عدم نفوذ در عقد، ناشی از اشتباه، سرنوشت عقد را در دست کسی میگذارد که می تواند ان را تنفیذ یا رد کند و این از مزایای عدم نفوذ برای مشتبه است . رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست ( ماده ١٩٩ ق . م ) .
اشکوب : هر طبقه از خانه را اشکوب می گویند .
اصالتا :از طرف خود و از جانب خود، مقابل وکالتا.
اصیل :
١- طرف عاقد فضولی ( در عقد فضولی ) را اصیل گویند ( ماده ٢۵٢ ق . م ). این اصطلاح در مقابل عاقد فضول استعمال میشود .
٢- موکل را نسبت به وکیل اصیل گویند.
اعتراض نکول : اعتراضی است که بر اثر نوشتن نکول از طرف تادیه کننده برات و سفته در هنگام رویت به عمل می اید ( مواد ٢٩٣ - ٣٠٩ قانون تجارت ).
اعیان : عبارت از هر شی مادی که ملحق و ملصق به غیر منقول، مخصوصا زمین باشد، اعیان، جمع عین است. خانه، مغازه، اشجار ، چاه آب و حتی مجرای قنات مشمول تعریف اعیان است.
اعیانی : در مقابل عرصه استعمال می شود و عرصه به زمین مملوک ( زمینی که متعلق به مالکی است ) گفته می شود و اعیانی، اموال غیر منقول موجود در ان زمین را می گویند . همچون ؛ چاه، قنات، خانه، درختان و ... ( ماده ٩۴٧ ق.م ) استعمال کلمه ( اعیانی ها ) اشتباه است.
اشتباه در موضوع عقد : اشتباهی است راجع به خود موضوع معامله، مثلا بایع خودکار را به جای روان نویس میفروشد (ماده ٢٠٠ ق.م ) .
اشتباه در نوع عقد : در مواردی است که یک طرف عقد، عقد معینی را در نظر داشته باشد و طرف او عقد دیگری را. مثل اینکه شخصی مالی را به دیگری هبه کند و طرف به تصور اینکه او صلح کرده است اظهار قبول نماید ( ماده ١٩۴ ق.م )
اشتراک :
الف- به معنی ابونمان است.
ب- عبارت است از عنوان کلمه ای که دارای معنی کلی است ( مانند انسان ) یا کلمه ای که دارای دو یا چند معنی است مانند باز و مهر .
اصل اسقاط حقوق : هر کسی می تواند هر حقی را که دارد اسقاط کند جز انچه را که قانون منع کرده است ( ماده ٩۵٩ ق.م ) بر اساس همین ماده معاملات سفهی باطل است.
اصل سند : در مقابل رونوشت سند استعمال می شود ( سرفصل ماده ٣٠٩ دادرسی مدنی ).
اصل صحت : به موجب این اصل در عقود و ایقات فرضی، قانون بر صحت انها است. مدعی فساد باید دلیل بر فساد اقامه کند . اصل صحت در معاملات ( که اخذ از عقود است زیرا معامله شامل نکاح نمی شود ) درماده ٢٢٣ قانون مدنی پیش بینی شده، ولی ملاک ان شامل همه عقود و ایقات است. از این معنی تعبیر به اصاله الصحه هم می شود .
اظهارنامه : نوشته ایست که مطابق مقررات قانونی تنظیم می شود و وسیله قانونی بیان مطالب است و اظهاریه هم گفته می شود ( ماده ٧٠٩ ایین دادرسی مدنی ).
اموال : جمع مال است و مال فعلی ماضی از ( میل ) است به معنی خواستن و در فارسی هم به ان " خواسته " گویند و در ان چیزی است که ارزش مبادله را داشته باشد. در اصطلاحات ذیل بکار رفته است :
ایجاب : در قانون مدنی تعریفی از ایجاب وجود ندارد. در فقه هم نصبی نیست ولی فقها در عقود مختلف عقاید مختلف دارند. مثلا در بیع قصد انشای بایع را ایجاب می دانند و عقیده دارند که باید ایحاب مقدم بر قبول باشد. در عقود اذنیه ( عقد اذنی ) مانند ودیعه هرچند که صاحب مال ایحاب کننده باشد، ولی عقیده دارند که در عقود اذنیه مانعی ندارد که ایجاب موخر از قبول باشد. در عقد صلح و نکاح عقیده فقها اینست که هر یک از طرفین مبادرت و پیشدستی نماید و قصد خود را ابراز کند، قصد انشای او ایجاب است و از این جهت صلح غیر از بیع است.
درست اینست که در عقدی نخستین قصدی که ابراز می شود ایجاب است ( ماده ١٨٣ ق.م )
ایجاب و قبول : در پاره ای از اصطلاحات مهجور، تعبیر دیگری از عقد است، ولی در واقع ایجاب و قبول دو کاشف از دو قصد طرفین عقد است و خود این دو کاشف عقد نیستند، بلکه ان دو قصد عقد را تشکیل می دهند.
ایفاء : در مورد پرداخت دین بکار میرود ( ماده ٢۶۴ ق.م ) و وفای به عهد هم متقارن به این مضمون است.
اموال یا مال غیر منقول : به موجب ماده ١٢ قانون مدنی، غیر منقول انست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود .
اصول : جمع اصل و ریشه را گویند، و در اصطلاح، علمی است که بوسیله ان مسائل فقهی و شرعی استنباط می گردد .
ابهام : مصدر باب افعال به معنی گنگ بودن و روشن و صریح نبودن.
اجمال : مصدر باب افعال از ریشه طلق یعنی رها شده و بی مهار گردیده، می باشد.
اکراه : مصدر باب افعال به معنی مجبور شدن برای انجام کاری توسط شخص یا عاملی.
ابرام : پافشاری نمودن در مورد کاری و یا عملی، از باب افعال .
اسقاط : کسی که شرط فعلی به نفع او در عقدی برقرار شده، می تواند این حق را که به نفع اوست روی قاعده اسقاط حقوق، ساقط کند.
اسقاط کافه خیارات : فرمولی است که در اغلب اسناد عادی قدیم و اسناد کنونی در عقد می نویسند که با ان هرگونه خیار مسلم و غیر مسلم را ساقط میکنند تا عقد قوام و پایه ای گیرد و از حالت تزلزل به حالت ثبات دراید و این کار مشمول ماده ٩۵٩ قانون مدنی نیست، هرچند عبارت ماده طوری نوشته شده که بر حسب ظاهر شامل مورد است.
اسناد :
الف- در علم درایه به معنی انتساب حدیث است به گوینده اصلی ان یعنی پیغمبر (ص) و یا امام (ع) .
ب- در علم درایه اسناد - به فتح اول - جمع سند است و سند مجموعه یک حدیث را گویند که متن این حدیث توسط انها به ما می رسد.
ج- در علم حقوق جمع سند است و ان نوشته ایست که در مقام دعوی یا دفاع برای اثبات چیزی قابل تمسک ،استفاده باشد .
اشتباه در سبب معامله : بیع سبب تملک مبیع و ثمن است وصیت تملیکی سبب تملک موصی به است و هکذا. حال اگر ورثه یا موصی له بر تقسیم مال مشاعی، به تراضی افراز کنند و بعد معلوم شود که وصیت باطل بوده و موصی له بهره از ان مال نداشته است، ترازی بر افراز هم باطل است؛ زیرا ورثه در فاسد بودن سبب تملک ( یعنی وصیت ) و صحیح بودن ان در اشتباه بوده اند. این اشتباه در سبب است.
اشتباه در شخص طرف عقد : به هر یک از دو صورت ذیل گفته می شود :
الف- اشتباه در خود طرف عقد مثل اینکه واهب، مال خود را به حسن هبه کند به تصور انکه او منوچهر است.
ب- اشتباه در مشخصات طرف عقد. مانند اینکه موجر، خانه را به کسی اجاره بدهد به تصور اینکه او مجرد است و بعد معلوم شود که متاهل است.( ماده ٢٠١ ق.م )
اشتباه در صورت عریضه موضوع معامله : اگر مورد معامله عین معین باشد و عرفا مخالف با انچه در قصد عاقد خطور کرده است از کار اید ( به علت اشتباه در تصور ) ان اشتباه را اشتباه در صورت عریضه موضوع معامله گویند و این اشتباه عقد را باطل میکند. مثل اینکه کسی اشتباها کفش زنانه را به جای کفش مردانه بخرد، چه، عرفا کفش مردانه و زنانه دو ماهیت متغایر محسوب می شوند. اصطلاح بالا در مقابل اشتباه در عوارض موضوع معامله بکار رفته است .
افراز : تقسیم مال مشاع است توسط ادارات ثبت و یا دادگاه ها. برای انجام افراز باید جریان ثبت ملک مورد درخواست به اتمام رسیده باشد، لیکن نیازی نیست که در دفتر املاک نیز به ثبت رسیده باشد و یا سند مالکیت ان صادر شده باشد. و مادام که مالکانی نسبت به تصمیم واحد ثبتی اعتراض نکرده اند ( تا ١٠ روز پس از ابلاغ تصمیم ادراه ثبت ) اداره ثبت، عملیات افراز را انجام خواهد داد. در صورت اعتراض، دادگاه شهرستان به دعوی رسیدگی و حکم مقتضی صادر خواهد کرد. حکم دادگاه شهرستان قابل شکایت فرجامی است ( بر اساس مواد ١ و ٢ قانون افراز و فروش املاک مشاع ) .
اقاله : به هم زدن عقد لازم است به تراضی یکدیگر و ان را تفاسخ و تقابل نیز می نامند ( ماده ٢٨٣ ق.م ). برای اقاله مدت معین نشده و طرفین می توانند هر وقت بخواهند عقد را اقاله کنند.
اقباض : رفع ید از موضوع معامله از طرف ناقل به نفع منتقل الیه، بطوریکخ منتقل الیه بتواند هر نوع تصرف که بخواهد در ان بنماید. ( مترادف تسلیم است ) قبض فعل منتقل الیه است و اقباض فعل ناقل. چنان تسلیم فعل ناقل است و تسلم فعل منتقل الیه. ( ماده ٣۶٧ ق.م )
اقرار : عبارت است از اخبار بحقی بنفع غیر و بزیان خود ( ماده ١٢۵٩ ق.م ) شخص اقرار کننده را مقر ( بضم میم و کسر قاف و تشدید اخر ) و کسیکه اقرار بنفع او شده است ( مقرله ) و مورد اقرار را ( مقر به ) گویند.
آلاچوق : خانه ای است که ترکمنان و اهل رشت سازند، مشتمل بر چند چوب که به زمین نصب کرده سرهای انها را به هم می بندند و در ان بسر میبرند. این کلمه، ترکی است. اُلاچق و آلاچیق هم می گویند.
التزام : منظور، سندی است که در ان کسی چیزی را بر ذمه خود قبول کند.
اموال غیر منقول : قانون مدنی اموال غیر منقول را به ۴ دسته تقسیم کرده است:
١- اموالی که ذاتا غیر منقول هستند ( مثل اراضی ).
٢- اموالی که بوسیله عمل انسان غیر منقول هستند ( مثل ابنیه و اسیا و هرچه در بنا منصوب و عرفا جزء بنا محصوب می شود ).
٣- اموالی که در حکم غیر منقول هستند. ( مثل حیوانات و اشیایی که مالک ان را برای محل زراعت اختصاص داده باشد، از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم و ... و بطور کلی هر مال منقول که برای استفاده در عمل زراعت لازم و مالک ان را به این امر تخصیص داده باشد،از حیث صلاحیت محاکم و توقیف اموال، جزء ملک محسوب و در حکم مال غیر منقول است و همچنین است تلمبه و گاو و یا حیوان دیگری که برای ابیاری و زراعت خانه و باغ اختصاص داده شده است. مثلا در ماده ١٨ حق انتقال از اشیای غیر منقول مثل حق عمری و سکنی و همچنین حق در اتفاق نسبت به ملک غیر از قبیل حق العبور و حق المجزی و دعاوی راجع به اموال غیر منقول از قبیل تقاضای خلع ید و امثال ان، تابع اموال غیر منقول است.
۴- اموالی که تابع غیر منقول هستند.
اراضی مباحه : اراضی زیر را گویند:
الف- اراضی موات .
ب- اراضی متروکه ( نه متروکه شهرداری ) که مالکان از انان اعراض کرده اند.
اهلیت : صلاحیتی است که شخصی برای دارا شدن و اجرای حق دارد. این صلاحیت، دارای دو نوع ممتاز است :
١- اهلیت تصرف : صلاحیت اجرای حقی که به حکم قانون به کسی داده شده است مانند مالکی مه می تواند برای گرفتن اجازه وضع ید غاصب، اقامه دعوی کند یا با دیگران درباره انتقال حق خود، طرف معامله شود. اهلیت، همیشه با تمتع از حق همراه است زیرا شخصی باید حقی را دارا باشد تا سخن از اعمال ان به میان اید، ولی هر صاحب حقی نمی تواند ان را اجرا کند.
٢- اهلیت تمتع : صلاحیتی است که شخصی به موجب ان می تواند از حقوق خصوصی بهره مند باشد.
اراضی مخروبه : اراضی بایر را گویند. ( تبصره ماده سوم قانون اصلاحات ارضی مصوب ١٩/١٠/١٣۴٠ )
ارز یافت : نتیجه ای که از ارزیابی بدست امده است. مثلا، ارزش خانه و ملک را ارز یافت گویند.
ارخ : نهر و گذر اب در زبه ان ترکی را ارخ گویند.
ارماء : زمین خاکی و تهی را گویند .
استاره : از اوزان قدیم است و وزن ان ۵/۴ مثقال شرعی است.
استخلاف : و آن عبارت است از اینکه شخصی، دیگری را برای بعد از فوت خود مالک قسمتی از دارایی خود کند ( وصیت تملیکی ) و یا اختیاراتی به او بدهد که پاره ای از کارهای راجع به او را انجام دهد ( وصیت عهدی ). اصطلاح نیابت برای اعطای اختیار در زمان حیات بکار می رود، نه برای بعد از فوت.
آپارتمان : تعریف قانونی ندارد و در واقع یک واحد مستقل قابل سکونت و پیشه از یک ساختمان چند طبقه است که دارای قسمت های اختصاصی و مشترک است. طبق ماده ١ قانون تملک اپارتمان ها، مالکیت در اپارتمان های مختلف و محل های پیشه و سکنای یک ساختمان، شامل دو قسمت است:
١- مالکیت قسمت های اختصاصی.
٢- مالکیت قسمت های مشترک.
قسمت های مشترک، قسمت هایی از ساختمان است که حق استفاده از ان منحصر به یک یا چند اپارتمان یا محل پیشه ی مخصوصی نبوده و به کلیه مالکان، به نسبت قسمت اختصاصی انها تعلق دارد و مورد استفاده تمام شرکا قرار می گیرد. از قبیل: زمین زیر بنا، پله ها، پاگرد ها، تاسیسات و محوطه ساختمان.
چنانچه موارد فوق جنبه استفاده عمومی نداشته باشد، قید محوطه در قسمت های مشترک، انگونه که در شهر تهران معمول است و در اسناد مالکیت نوشته می شود ، صحیحص نبوده بر خلاف بند ( ح ) ماده ۴ ایین نامه اجرایی قانون تملک اپارتمان هاست.
آثار ثبت اسناد : اسنادی که مطابق مقررات تنظیم شده دارای اعتبار خاصی است. اعتبار اسناد ثبت شده همان اثار اسناد است که به شرح زیر است:
١- معتبر بودن تمامی محتویات و امضای سند رسمی.
٢- معتبر بودن تمام مندرجات سند رسمی.
٣- قابل اثبات بودن ان نسبت به اشخاص ثالث و طرفین و قائم مقام انان.
۴- قابل اثبات نبودن دعوی مخالف مندرجات سند رسمی بوسیله امارات قضایی.
۵- لازم الاجرا بودن سند رسمی.
۶- عدم احتیاج به سپردن خسارت احتمالی برای تامین خواسته در دعاوی سند رسمی.
٧- عدم شمول مرور زمان نسبت به ثبت سند و امکان صدور اجراییه در هر زمان.
آثار بیع صحیح : طبق ماده ٣۶۴ ق.م به قرار زیر است:
١- به مجرد وقوع بیع، مشتری مالک مبیع و بایع، مالک ثمن می شود.
٢- عقد بیع، بایع را ضامن دَرَک میبع و مشتری را ضامن دَرَک ثمن قرار می دهد.
٣- عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می کند.
۴- عقد بیع، مشتری را تادیه ثمن ملزم می کند.
آشکوب : سقف، بام، طبقه خانه . در اسناد رسمی اشکوبه ضبط شده و مراد از ان یک طبقه از خانه است.
اباحه : چیزی به معنای اجازه تملک یا ارتکاب فعل یا مصرف یا اخذ چیزی است ( ماده ٩٢ ق.م )
ابلاغ قانونی : مطابق ماده ١۵ ایین نامه اسناد رسمی، اگر متعهد از رویت یا امضای اجراییه امتناع کند، یا در اقامتگاه خود حضور نداشته باشد و یا کسان و خادمان ساکن در محل نیز رسید ندهند و یا در محل نباشند، مامور باید اجراییه را به اقامتگاه متعهد الصاق کند و مراتب را در نسخه دیگر بنویسد. این نوع ابلاغ، ابلاغ قانونی محصوب می شود.
ابلاغ واقعی : مامور اجرا مکلف است ظرف ۴٨ ساعت از زمان دریافت اوراق اجراییه، یک نسخه از ان را به شخص متعهد تسلیم کند و در نسخه دیگر با ذکر تاریخ با تمام حروف، رسید بگیرد. ابلاغی که به این صورت انجام شود، ابلاغ واقعی است ( ماده ١۵ ایین نامه اجرای اسناد رسمی ).
ابدال : یعنی فروختن عین موقوفه به قصد خریدن مال دیگر به جای ان؛ که مال خریداری شده از بهای عین فروخته شده، قهرا و با شرط وقف اول، وقف خواهد بود. و استبدال، عبارت است از معاوضه عین موقوفه با عین دیگر و جنس تحویلی به انها.
احتکار : جمع آوری مالاهای بازرگانی به قصد انتظار نایابی و کمیابی و فروش به قیمت گران. چنین شخصی را محتکر گویند. طبق ماده ١ قانون تنظیم توزیع کالاهای مورد احتیاج عامه و مجازات محتکران و گرانفروشان مصوب اردیبهشت ماه ١٣۵٣، هر شخص حقیقی یا حقوقی که کالاهای مورد احتیاج و ضروری عامه را بیش از میزان تعیین شده پنهان نموده و با اعلام دولت ظرف مهلت مقرر نسبا به عرضه ان ها برای فروش به مردم اقدام ننماید، محتکر و گرانفروش تلقی می شود.
احداث : ایجاد اعیانی در زمین، یا بوجود اوردن وضعیت جدید در ان از جمله ساخت و ساز و دیوارکشی و ...
احضارنامه : ورقه ای که در ان دادگاه یا قاضی، امر به حضور کسی، اعم از متهم یا مطلع یا گواه به دادگاه و مراجع قضایی کرده باشد. ضمانت اجرای تخلف از این امر جلب به دادگاه و به مرجع دستور دهنده است و مرادف احضاریه است. ( مواد ١٠٩ تا ١١١ قانون دادرسی کیفری و ١۴۵ قانون دادرسی ارتش )
اراضی ساحلی :زمین هایی است که در مجاورت دریا و دریاچه و یا اراضی مستحدثه قرار دارد.
اراضی شهری : زمین هایی هستند که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهر ها و شهرک ها قرار گرفته است ( ماده ٣ قانون زمین شهری شهریور ١٣۶۶ )
ایقاع : به معنای ایجاد است. ایقاع به وسیله قصد انشای یک نفر بدون ان که موافقت شخصی دیگر را لازم داشته باشد حاصل می شود و حقی را ایجاد و اسقاط می کند. ایجاد حق مانند تملک در حیازت مباحات و اسقاط حق مانند ابراء حق دینی و اعراض از مالکیت.
انگ : در اصطلاح تجارت، نشان و علامتی که بر روی عدل و مال التجاره نویسند.
بایر : زمینی که مالک دارد و برای مدت نامعلومی در ان کشت و کاری نشود.
بایع : کسی که در عقد بیع غالبا در طرف ایجاب واقع می شود و به مال او به عنوان معوض و مبدل نگاه می شود نه عوض و بدل.
بایع شرطی :بایع در بیع شرط را بایع شرطی گویند.
به شرط شئ : هرگاه موضوعی مشروط به شرطی باشد، ان موضوع را " به شرط شئ " گویند.
مثال : تسلیم مبیع به خریدار مشروط است به تسلیم ثمن به بایع، ولو اینکه ماده این شرط در عقد ذکر نشده باشد؛ زیرا قاعده عدل و انصاف و بدیهی عرف این اقتضاء را دارد.
به شرط لا : شرطی که موضوعی را نفی کند مشروط را نسبت به ان موضوع نفی شده " به شرط لا " گویند.
بطلان مطلق : بطلان واقعی همین است و بطلان مطلق، بی اثر بودن عقد یا ایقاع به علت فقدان شرط یا شروطی است که بدون انها قانونا نمی تواند اثر داشته باشد و رضایت ذینفع هم نمی تواند ان را موثر کند.
بطلان نسبی : صفتی است در یک عمل حقوقی که در ان رعایت کامل شرایط قانونی نشده ولی عمل مزبور بعلت نقص مذکور بنفع ذینفع در حالت تزلزل ( بین صحت و فساد ) اعلام شده و فقط ذینفع می تواند از طریق اعلام اراده خود انرا ملحق به عمل کاملا صحیح و با کاملا فاسد و باطل گرداند و در حقیقت چنین عملی باطل نیست و بلکه موقوف است ( همانطور که فقها هم به ان عنوان موقوف داده اند ). و باید بوسیله دادگاه باطل گردد و مورد ان معلول شدن اراده بعلت اشتباه یا اکراه و یا محجور بودن عاقد است.
بنچاق : اسناد راجع به مالکیت یا نقل و انتقال سابق بر معامله ای که فعلا انجام می گیرد ( ماده ٢٣ ایین نامه قانون ثبت - مصوب ١٣١٧ ).
بیع :
الف- تملیک عینی است به عوض معلوم ( ماده ٣٣٨ ق.م ) شرط بیع این نیست که عوض مبیع پول باشد، ولی شرط این است که یکی از عوضین به عنوان ثمن داده شود ( مفهوم مخالف ماده ۴۶۴ ق.م ) و این امر بیع را از صلح جدا می کند.
ب- عمل بایع را نیز به تنهایی بیع گویند. برخلاف معنی بالا ( که بیع به مجموع عمل بایع و مشتری گفته می شود ) چنانکه در باب وصیت به ایحاب موصی وصیت گفته می شود. استعمال بیع در مواد ٩٢ - ٢٠٢ قانون جزا مَجاز است نه حقیقت.
بیع شرط : در عقد بیع متعاملین می توانند شرط نمایند که هرگاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام مبیع داشته باشد و همچنین می توانند شرط کنند که هرگاه بعضی از مثل ثمن را رد کرد، خیار فسخ معامله را نسبت به تمام یا بعض مبیع داشته باشد و در هر حال حق خیار تابع قرارداد متعاملین خواهد بود ( ماده ۴۵٨ ق.م )
بیع عقدی : بیعی که ایجاب و قبول ان لفظی باشد. ( این اصطلاح در مقابل بیع معاطاتی استعمال می شود ) در حقوق مدنی کنونی شرط تحقق بیع عقدی این نیست که ایجاب و قبول ان لفظی باشد و اساسا بیع به دو قسم عقدی و غیر عقدی تقسیم نمی شود. در فقه، بیع معاطات را عقد نمی دانند بلکه ان را یک نوع تراضی می دانند. بیع معاطات در فقه یک تراضی جایز است و مشمول اصاله اللزوم در عقود نمی شود ( قول مشهور )
بیعانه : مقداری از ثمن است که در باب اطمینان بایع، از طرف مشتری به او پرداخت می شود؛ خواه تسلیم مبیع مدت داشته باشد ( مانند بیع سلم )، خواه مدت نداشته باشد. ولی اوردن مبیع و تحویل دادن ان، نوعا مستلزم زحمت و یا هزینه می باشد.
بلوغ : ماده ١٢٠٩ ق.م :
" هرکس که دارای ١٨ سال تمام نباشد در حکم غیر رسید است. معذالک اگر بعد از ١۵ سال تمام رشد کسی در محکمه ثابت شود از تحت قیومیت خارج می شود "
البته لازم به ذکر است که این ماده به موجب اصلاح قانون مصوب ١۴/٨/٧٠ حذف شده است. در اصطلاح، بلوغ زمانی است که قوای جسمی صغیر نمود، نموده و اماده برای توالد و تناسل میگردد و ان امری طبیعی است.
بقیل : زمین تره بار اور را گویند .
بنگاه : مجموعه تاسیسات و لوازمی که برای یک صنعت، یا یک رشته تجارت و یا یک حرفه ازاد تجارت اختصاص داده شود. و در معنای وسیع به خود ان صنعت و تجارت حرفه هم گفته می شود.
بیع صرف : بیع هر یک از طلا و نقره به یکدیگر است، خواه مسکوک باشد و غیر مسکوک. مانند شمش و الات زینت و امثال ان، مثل بیع طلا به نقره یا طلا به طلا. چون در قبض و اقباض طلا یا نقره صدای ان عموما شنیده میشود، بیع ان را بیع صرف ( صدا ) نامیده اند.
بیکهه :مقیاسی معادل یک ثلث جریب.
بیلان : نمودار حساب دخل و خرج بازرگانان و در اصطلاح بانکی به معنای ترازنامه است.
بذل : بخشیدن و عطا کردن و دادن به طیب خاطر.
برات : نوشته ای است که به موجب ان شخصی به دیگری دستور می دهد که به رویت یا به وعده معین مبلغی در وجه شخص ثالثی یا به حواله کرد او و یا در وجه حامل بپردازد. برات علاوه بر امضا یا مهر برات دهنده، باید دارای شرایط زیر باشد:
١- قید کلمه برات در روی ورقه.
٢- تاریخ تحریر.
٣- اسم شخصی که باید برات را تادیه کند.
۴- تعیین مبلغ برات.
۵- تاریخ تادیه وجه برات.
۶- مکان تادیه وجه برات ( اعم از این که محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر )
٧- اسم شخصی که برات در وجه یا حواله کرد او پرداخت می شود.
٨- تصریح به اینکه نسخه اول یا دوم یا سوم یا چهارم است ( ماده ٢٢٣ ق.ت )
علاوه بر مطالب فوق که قید ان در برات لازم است و عدم رعایت ان موجب سلب امتیاز از سند است، ان طور که بین تجار معمول است و قانونا این عمل منع نشده، مطالب دیگری در برات طبق عادات و رسوم می شود که عمده معمول از این قرار است:
١- قید اعلام بعدی : کسی که برات را صادر می کند، اگر بنویسد که برات مطابق اعلام بعدی پرداخت شود، در این صورت محال علیه باید پرداخت برات را موکول به دستور بعدی ضادر کننده برات بکند و الا مسئول خواهد بود.
٢- قید بدون اعلام بعدی: تاکیدی است که لزوما وجه ان پرداخت شود.
٣- قید بازگشت بدون خرج: در صورتی است که محال علیه برات را نکول کند یا سر وعده نپردازد. دارنده برات بدون تحمل هزینه یا مراجعه به مقامات قضایی، به صادرکننده برات مراجعه می کند.
برزگر : کسی است که مالک زمین و هوامل دیگر زراعتی نیست و در مقابل انجام کار زراعتی برای مالک یا گاوبند، سهمی از محصول برمیدارد. ( قانون اصلاحات ارضی )
برزگر بخش : مراجعه به اراضی مشاعی .
برزن : کوی، محله، بخشی از تقسیمات شهر از طرف شهرداری.
برص : مرضی سوداوی است که موجب غلبه سفیدی یا سیاهی بر بخشی از پوست پیکر ادمی است و در ماده ١١٢٣ ق.م از موجبات فسخ نکاح برای مرد شمرده شده است.
بطلان : عقد باطل عقدی است که به نظر قانونگذار وجود خارجی ندارد و به هیچ عنوان نمی توان اثری بر ان باز کرد.
مثال ؛ ماده ٣۶١ ق.م " اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته، بیع باطل است "
در بطلان عقد، باید برخلاف قانون و مقررات باشد. ثانیا از طرف دادگاه حکم صادر شود.
باطل : هر عمل حقوقی که مخالف مقررات قانونی بوده و قانون ان را فاقد هرگونه اثر حقوقی شناخته باشد؛ مانند بیع صغیر. صفت این عمل حقوقی را بطلان گویند. بطلان در مقابل صحت استعمال می شود.
باغ : محوطه ای معمولا محصور است که در ان انواع درخت ها و گل ها را کاشته باشند.
بر اساس قانون، در مناطق جنگلی، باغ دارای مشخصات زیر است:
١- دارای حدود مشخص اختیاری باشد ( نه طبیعی )
٢- حجم درختان جنگلی خودروی ان از ۵٠ متر مکعب در هر هکتار تجاوز نکند.
٣- دست کم در هر هکتار ١٠٠ عدد درخت بارده جوان دست کاشت میوه ای وجود داشته باشد.
۴- دست کم ٩دهم سطح ان را کَنده و از ریشه درختان جنگلی، پاک شده باشد. ( ماده ١ ایین نامه اجرایی قانون ملی شدن جنگل ها مصوب سال ١٣۴٢ )
بالغ : ( فقه، زن و مردی که به سن بلوغ رسیده باشند ) ( مواد ٣۴، ٣۵، ٣۶ قانون مجازات عمومی ) سن بلوغ در پسر، ١۵ سال تمام قمری و در دختر، ٩ سال تمام قمری است. (تبصره یک ماده ١٢١٠ ق.م الحاقی ٨/١٠/١٣۶١ )
بالمباشره : مستقیما، رأساً
بالمناصفه : نصفا نصف، به تساوی تقسیم کردن.
بالواسطه : مع الواسطه، با واسطه.
بدل : در معانی زیر بکار رفته است:
١- درمعاملات معوض، هر یک هز عوضین، مثلا مبیع بدل ثمن است و ثمن بدل مبیع.
٢- مالی که باید زیان زننده برای خسارت به اسیب دیده بپردازد ( ماده ٣١١ ق.م )
بدل ثمن : عبارت است از مثل ان، در صورتی که مثلی باشد و قیمت ان، هرگاه قیمتی باشد.
پذیره نویسی ( تعهد پرداخت ) : در شرکت های سهامی، یک قسمت از قیمت یا مبلغ اسمی سهام نقدا پرداخت و در قسمت دیگر ان تعهد بر پرداخت می شود، که ان را در اصطلاح حقوقی تجارت پذیره نویسی می گویند. ورقه ای که حاکی از قبول پرداخت قیمت یک یا چند سهم باشد.
پلاژ : ساحل مسطح دریا. گرمابه دریایی که جای شنا و حمام و تفریح است. امروزه خانه یا اتاق هایی را که برای استفاده مسافران ساخته می شود پلاژ می گویند.
پلاک : ورقه فلزی که روی ان شماره مخصوصی را نقر و معمولا بر سر در خانه ها یا روی اشیا نصب مینمایند. همانند ؛ پلاک خانه و پلاک ماشین.
سابقا برای قراء ( اطراف زمین را گویند که در میان ان زراعت کرده باشند و زارعان بر بالای ان امد و شد کنند تا زراعت پایمال نگردد و اب در زمین بایسند ) یا ( بلندی گرداگرد زمین کاشته شده )و مزارع پلاک سنگی به کار رفته و در مرکز قریه نصب میشد.
پیش نویس سند مالکیت : پس از انجام عملیات تحدید حدود و تطبیق صورتمجلس، تحدید حدود با مجاورین نماینده ثبت اولین پیش نویس سند مالکیت را مطابق ماده ٨٣ ایین نامه قانون ثبت تهیه و استخراج نموده و ضمیمه پرونده به شعبه بایگانی تسلیم می کند.
پی کنی : اراضی ای که فاقد حد طبیعی هستند و حد فاصل معینی هم با مجاورین ندارند، باید قبل از تحدید حدود توسط متقاضی ثبت پی کنی شود. پی کنی دلیل تصرف، و تصرف از دلایل مالکیت است. ماده ٨٠ ایین نامه ق.ث چنین مقرر می دارد:
- در اراضی بیاضی غیر محصور که حد فاصل نداشته باشد، باید در اطراف زمین به عمق نیم گز از طرف مالک پی حفر شود.
پرداخت : اجرای تعهدی که موضوع ان وجه نقد باشد. اصطلاح payement در حقوق فرانسه اعم از پرداخت است، زیرا شامل تعهداتی که موضوع ان وجه نقد هم نباشد نیز می شود.
پیش نویسی : Endossement مرادف ظهر نویسی است.
پیش بها : اسم دیگر بیعانه است.
پیش نویس : مینوت نامه موقتی است که پیشنهاد مضمون نامه را در ان نوشته و پس از نصویب وزیر یا رئیس اداره، ان را پاکنویس کرده به امضا می رسانند و به جریان می اندازند.
پیمان : قرارداد بین المللی را گویند.
پی نوشت : در اصطلاخات اداری دستوری است که روسای ادارات ذیل نامه ها نویسند.
پلاک اصلی در سند دفترجه مالکیت : هر قری یا ده قصبه اداره ثبت اسناد محلی دارای شماره خاصی است که ان را پلاک اصلی ثبتی گویند، که سمت چپ سند دفترچه نوشته می شود.
پلاک فرعی در سند دفترچه مالکیت : چنانچه ملکی مال غیر منقول از پلاک اصلی به هر مساحت مجزا شود، اداره ثبت اسناد پلاک دیگری می دهد که ان را پلاک فرعی از اصلی می نامند.
مثال : راست 1354 فرعی، چپ 2396 اصلی.
پا خیره : پی و بنای دیوار و خانه.
پایاپای : تهاتر. پا به پا. عمل دو کس یا دو کشور که طلب های خود را به جای وامهایی که به هم دارند، حساب می کنند.
پای کار : جایی که مصالح فراهم می آورند و زیر عمارت انبار می کنند.
پایندان : کفیل ضامن. پایندان ثقه است. ( تذکره الاولیاء )
تاخیر : در لغت به معنی پس انداختن و دیر کردن است.
تاخیر خسارات : نرخ قانونی بهره پول که بر اثر تاخیر مدیون در پرداخت ان به حکم قانون باید به بستانکار بدهد و صرف تاخیر مدیون، به ان بهره عنوان خسارت را می دهد. در همین معنی " خسارت تاخیر تادیه " و " خسارت تاخیر ادا " و " خسارت دیرکرد " و " زیان دیرکرد " هم استعمال شده است.
تخلف در تعهد : تخلف از تعهد به هر یک از دو مورد ذیل گفته می شود:
١- عدم انجام تعهد.
٢- تاخیر در انجام تعهد ( ماده ٧٢٧ و ٧٢٨ ایین دادرسی مدنی ). فرق نمی کند که تخلف مزبور عمدی یا خطایی یا به قهر قاهر ( فرس مارژ ) باشد. این اصطلاح فرانسوی است. عنوان " عدم اجرای تعهد " که در صدر ماده ٢٢۶ ق.م تهاده شده است، معادل تخلف از تعهد است. تخلف از تعهد علی الاصول سبب مسئولیت قراردادی است.
تخلف شرط :
الف- عدم انجام تعهد ( مواد ۴۴۴ و ٢٣٧ ق.م )
ب- ظهور خلاف انچه که شرط شده است ( مواد ٢٣۵ و ۴۴۴ ق.م )
تدلیس : اعمالی که موجب فریب طرف معامله شود. ( ماده ۴٣٨ ق.م ) بنابراین اولا موضوع مورد تدلیس باید عین باشد. پس مغبون کردن طرف معامله ( ولو اینکه فریب متوجه قیمت باشد )، تدلیس به این معنی نیست. ثانیا تدلیس کننده باید به موضوع مورد تدلیس صورتی بدهد که محرک طرف معامله در اقدام معامله باشد؛ یعنی اظهار صفت کمالی در موضوع مورد معامله نماید که ان موضوع فاقد ان صفت است. پس اخفای عیب از موارد اعمال خیار عیب است نه خیار تدلیس.
تدلیس ( خیار ) : خیار ناشی از تدلیس یکی از متعاملین خواه ان معامله عقد بیع باشد خواه نباشد ( مواد ۴٣٨ و ۴٣٩ ق.م )
تراضی : توافق متقابل را گویند. در نظر عده ای از فقها تراضی اعم از عقد است زیرا در عقد باید ایجاب و قبول لفظی باشد و حال اینکه تراضی ممکن است بدون لفظ و صرف داد و ستد یا اشاره یا نوشته واقع شود. گاهی به جای تراضی عنوان مراضات استعمال می شود. چنانکه در ماده ۵٠١ ق.م نیز این اصطلاح بکار رفته است و مراضات در نظر مقنن عنوان عقد را ندارد.
تسلیم : تسلیم در عقد معوض عبارت است از اینکه یکی از طرفین دیگری را بر مالی که به او منتقل کرده مستولی سازد و به عبارت دیگر تسلیم عبارت است از تمکین طرف از تصرف یا قراردادن مورد معامله تحت اختیار طرف. مرادف ان اقباض است. ( ماده ٣۶٧ ق.م ) شرط تسلیم ان نیست که طرف متمکن از انحای تصرفات باشد، بلکه کافی است که تمکن از تصرفات مناسب با خصوصیات عقد معین باشد. پس تعریف قانون مدنی ناقص است. سپردن قبوض انبارهای عمومی هم تسلیم محسوب می شود.
تصرف : عبارت است از اینکه مالی تحت اختیار کسی باشد و او بتواند نسبت به ان مال در حدود قانون یا به عدوان تصمیم بگیرد. تصرف ممکن است به مباشرت باشد یا بواسطه.
مانند تصرف قیم و وکیل و مباشر ( ماده ٧۴۵ ایین دادرسی مدنی )
تصرف به عنوان مالکیت : کسی که متصرف مالی ( منقول یا غیر منقول ) باشد، فرض قانونی این است که تصرف او نصرف به عنوان مالکیت محسوب است. ( ماده ٧۴٧ ایین دادرسی مدنی ) در مقابل تصرف از طرف غیر و تصرف به عنوان وقف استعمال می شود.
تصرف عدوانی : ید و تصرف و در اختیار گرفتن غیر قانونی را گویند.
تصرف عدوانی به معنی اخص : که موضوع دعوی تصرف عدوانی است، تصرفی است که بدون رضای مالک مال غیر منقول از صرف کسی صورت گرفته باشد. در صدق تصرف عدوانی به این معنی:
اولا- فرق نمی کند که متصرف عدوانی مستقل در تصرف باشد و یا به همراه شخص دیگر تصرف کند.
ثانیا- فرق نمی کند که تصرف مزبور به نفوذ و قدرت شخصی افراد عادی خودسرانه به عمل امده باشد، یا اینکه تصرف متکی به نفوذ و قدرت شخصی وی نبوده بلکه به دستور مقام بی صلاحیت مال غیر به تصرف او داده شده باشد.
ثالثا- شریک مال مشاع هم که بدون اذن شریک دیگر تصرف در ملک کند، تصرف عدوانی خواهد بود.
تضمین حسن انجام کار : مرادف وثیقه حسن انجام تعهد است ( بند نهم ماده ٢۶ ایین نامه معاملات دولتی )
تضمین عقدی : ضمان و مسئولیتی که مستقیما از خود عقد ناشی شود ( نه اینکه از تخلف از عقد یا از تاخیر اجرای عقد حاصل شود )
مانند ضمان درک بایع نسبت به مبیع ( شق دوم ماده ٣۶٢ ق.م )
تطبیق : در لغت فارسی، برهم نهادن دو امر مادی یا معنوی در مقام سنجش و اندازه گیری را گویند که در زبه ان عربی به این معنی نیامده است، و تطابق به این معنی است، نه تطبیق.
تفکیک : در لغت به معنی جدا کردن است. در اصطلاح ثبتی تقسیم یک قطعه زمین به قطعات است ( ماده نهم ایین نامه قانون ثبت )
تابوک : بالکن .
تالاب : آبگیر و استخر را در هند تالاب گویند.
تامین دلیل : صورت برداری دادگاه ( به تقاضای ذینفع ) از دلایل اثبات قبل ار حاجت به اثبات، که به منظور حفظ ان از زوال است و صورتجلسه ای که متضمن این امر است، حکایت از اعتبار و صحت دلایل ثبت شده نمی کند، بلکه ان ها را به هر صورت که ملاحظه شده منعکس می کند و در صورت بروز دعوی و استناد به ان دلایل؛ دادگاه باید به اعتبار دلایل رسیدگی کند. ( ماده ٣١۵ دادرسی مدنی )
تجاوز : خروج از یکی از مقررات جاری یک کشور از روی قصد که طبعا باعث مجازات ( اعم از مجازات انتظامی یا غیر ان ) یا سبب اخذ خسارت است. بنابراین تجاوز به صورت کیفری و مدنی و انتظامی خواهد بود. اگر معلوم باشد که مستاجر پس از پایان مدت اجاره به سکونت خود ادامه داده و موجر به این وضع اعتراض نکرده و خواستار تخلیه نگردیده و به این ترتیب رضایت ضمنی داده است اجرت المثل، جنبه خسارت ندارد ( زیرا خسارت حقیقی انست که ناشی از تجاوز باشد و تجاوز با وجود رضایت ضمنی موجر مفهومی ندارد ) بنابراین ماده ٧١٣ ایین دادرسی مدنی در این مورد صدق نمی کند. یعنی مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مخالف ماده ٧١٣ نیست. ولی اگر ادامه سکونت مستاجر بدون رضایت موجر باشد تجاوز محقق شده است و اجرت المثل جنبه خسارت دارد و مطالبه خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل مزبور طبق ماده ٧١٣ درست نیست.
تجمیع سند : تبدیل اسناد مالکیت از چند جلد به یک جلد، و تبدیل اسناد مالکیت مشاعی متعدد ( خواه ششدانگ یا کمتر ) به یک جلد، به استناد سند انتقال تنظیمی اشکالی ندارد ( بند ۵۵ مجموعه بخشنامه ای ثبتی- ماده ١٣۶ )
تملیک و تملک : قصد انشای ایجاد کننده که می خواهد مالی را از خود به دیگری منتقل کند، تملیک است. و قثد انشا در قبول ملکیت در مقابل تملیک را تملک گویند. در واقع، تملک از جانب قبول کننده است و تملیک از جانب ایجاب کننده.
تنفیذ : یعنی اجازه کردن عمل حقوقی غیر نافذ. مثل عقد فضولی و عقد مکره و معامله سفیه بدون اذن ولی و امثال انها. مرادف اجازه و امضا ( ماده ٢٠٩ ق.م ) استعمال می شود.
تبرع : در لغت عطا کردن بدون چشمداشت عوض است. چنانچه ماده ١٧۶ ایین نامه اجرای اسناد رسمی می گوید:
" در کلیه پرونده های اجرایی پس از ختم مزایده یا حراج، هرگاه مدیون یا مالک ( حسب مورد ) یا متبرع، بدهی و خسارت را تا روز تادیه بدهد، از تحویل مال در منقول و صدور سند انتقال ( در مواردی که سند تنظیم می شود ) خودداری خواهد شد.
ترا : دیوار بلند، مانند دیوار سرای پادشاهان و دیوار قلعه. دیواری که با کاهگل و گلابه استوار است.
تراث : میراث. انچه از مرده به کسی رسد.
تراز : اختلاف دارایی و بدهی حساب. بالانس ترازنامه یعنی صورتی که خلاصه دارایی و بدهی در ان نوشته باشد.
ترصیف : در بنا عبارت است از پیوست بودن قسمتی از بنا به قسمت دیگر، چنانکه اجر ها با یکدیگر به صورت قفل و بست ساخته شده باشند. مانند طاق های اجری معروف به رومی که به دیوار متصل است که در این صورت از نظر ترصیف در بنا معلوم می شود که دیوار فاصل متعلق به مالک رومی است. این است که ماده ١١٠ ق.م می گوید:
" بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قراین است که دلالت بر تصرف و اختصاص می کند "
تسجیل منافع : اختصاص دادن منافع به امور اجتماعی و مصرف در راه خیر.
تصرف کاشف از به هم زدن : تصرفاتی که نوعا کاشف از برهم زدن معامله باشد، فسخ فعلی است ( ماده ۴۵١ ق.م )
تصرف کاشف از رضا : تصرفاتی که نوعا کاشف از رضای معامله باشد، امضای فعلی است.
مثلا مشتری که خیار دارد، با علم به خیار، مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد ( ماده ۴۵٠ ق.م )
تعدی : تجاوز از حدودو اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری.
تفکیک : عبارت از این است که مال غیر منقولی اعم از مشاع یا غیر مشاع به دو یا چند حصه مجزا تقسیم شود.
تفلیس : هرگاه کسی متاعی را بفروشد و سپس حکم افلاس خریدار صادر گردد، در این صورت بایع متاع اختیار فسخ بیع ( یا رد ثمن ) و استرداد متاع خود را ( در صورتی که نزد خریدار باشد ) دارد و می تواند از حق فسخ مذکور استفاده نکند و جزء غرما باشد. این خیار در ماده ٣٠٨ ق.م منظور گشته است.
تگرگ : پایه و پی دیوار.
تابخانه : خانه ای که در ان شیشه بندی بوده تا هر چه از بیرون باشد، دیده شود و روشنایی خورشید در ان افتد. تعریف فوق در آنندراج و شرفخانه منیری است و در حاشیه دهخدا ان را به چیزی شبیه شوفاژ سانترال تشبیه کرده اند.
تابدان : طاقچه بزرگی را گویند نزدیک به سقف خانه که هر دو طرفش گشوده باشد. گاهی طرف بیرون ان را پنجره و طرف درون را پارچه نقاشی کرده و جام و شیشه الوان کنند و گاهی حالی گذارند و گاهی هر دو طرف ان را پنجره کنند.
تاجر : کسی است که شغل خود را عملیات تجارتی قرار بدهد. ( ماده ١ قانون تجارت ) عملیات تجارتی از قرار ذیل است:
١- خرید و تحصیل هر توع مال منقول به قصد فروش یا اجاره، اعم از اینکه تصرفاتی در ان شده باشد.
٢- تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا اب و هوا، به هر نحوی که باشد.
٣- هر قسم عملیات دارایی با حق العمل کاری ( کمسیون ) و یا عاملی و همچنین تصدی به هر نوع تاسیساتی که برای انجان بعضی امور ایجاد می شود. ار قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رساندن ملزومات و ... .
۴- تاسیس و بکار انداختن هر قسم کارخانه، مشروط به اینکه برای رفع حوایج شخصی نباشد.
۵- تصدی به عملیات حراج.
۶- تصدی به هر قسم نمایشگاه عمومی.
٧- هر قسم عملیات صرافی و به آنکی.
٨- معاملات برواتی اعم از اینکه بین تاجر یا غیر تاجر باشد.
٩- عملیات بیمه بحری و غیر بحری.
١٠- کشتی سازی و خرید و فروش کشتی و کشتیرانی داخلی یا خارجی و معاملات راجع به انها. ( ماده ٢ ق.ت ) و طبق ماده ٣ قانون تجارت، عملیات زیر به اعتبار تاجر بودن متعاملین یا یکی از انها تجارتی محسوب می شوند.
الف- کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و به بانک ها.
ب- کلیه معاملاتی که تاجر یا غیر تاجر برای رفع حوایج تجارتی خود می نماید.
ج- کلیه معاملاتی که اجزاء یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجارتی در باب خود انجام می دهد.
د- کلیه معاملات شرکت های تجارتی.
تامین : عبارت است از توقیف اموال اعم از منقول و غیر منقول ( ماده ٢۴٠ ایین دادرسی مدنی )
ثالث :
الف- کسی که طرف عقد نیست و قائم مقام هیچ یک از متعاقدین نمی باشد ( مواد ٢٣١ و ۴٨٨ ق.م )
ب- کسی که طرف عقد نیست، هرچند قائم مقام یکی از طرفین باشد ( ماده ٣٩٩ ق.م )
ج- بیگانه نسبت به امری که دو طرف دارد، مانند ثالث نسبت به متداعیین یک دعوی.
ثبت : نوشتن قرارداد یا یک عمل حقوقی یا اموال شخصی یا یک حق ( مانند حق اختراع ) و یا هر چیز دیگر ( مانند علامات ) در دفاتر مخصوصی که قانون معین می کند.
مانند ثبت املاک و ثبت معاملات غیر منقول و ثبت حق اختراع و ثبت علائم و ثبت احوال و ... .
ثبت اسناد :
الف- اسم اداره ای است که املاک و اسناد عقود و معاملات را ثبت می کند.
ب- ثبت سند عقود و ایقاعات را گویند.
ثبت انتقال ملک : ( ثبت ) یعنی ثبت معامله عین یا منافع ملک در دفتر املاک ( ماده ٢۶ قانون ثبت و مواد ١٠۴، ١٠۴ مکرر، ١٠۵ و ١٠۶ نظامنامه قانون ثبت )
ثبت ملک :
الف- یه معنی اخص یعنی ثبت ملک پس از پایان عملیات مقدماتی ثبت در دفتر املاک.
ب- به معنی اعم یعنی عملیات مقدماتی ثبت و ثبت ملک در دفتر املاک.
ثمن :
الف- مالی که عوض مبیع در عقد بیع قرار می گیرد ثمن نامیده می شود. ثمن باید مال باشد ( ملاک ماده ٣۴٨ ق.م ) و لازم نیست حتما پول باشد، بلکه ممکن است عین یا کلی در ذمه باشد. ( مواد ١٩٧ و ٣۶٣ ق.م ) هرگاه در عقد بیع یکی از عوضین پول باشد، عنوان ثمن را دارد. اگر هیچیک از عوضین پول نباشد،انکه سبقت به اظهار قصد کند صاحب مبیع است و دیگری صاحب ثمن.
ب- به معنی ثمینه است.
ثبت عمومی : طریقه قانون ١٣١٠ ( قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ٢۶ اسفند ١٣١٠ ) است. در این قانون، مالکان مجبورند نسبت به ثبت املاک خود اقدام نمایند. این قانون فعلا نیز مورد اجرا و عمل سازمان ثبت اسناد و املاک است.
ثبت فسخ و اقاله : مطابق ماده ٢٣ ایین نامه، دفاتر اسناد رسمی در مورد اقاله و فسخ معاملات به طریق زیر باید عمل کنند:
الف- در صورتی که یکی از متعاملین بخواهد از حق خیار فسخ خود استفاده نماید، باید پس از احراز حق مزبور فسخ معامله در حاشیه سند و ثبت دفاتر قید شده و به امضای کسی که معامله را فسخ کرده برسد و سردفتر باید امضای شخص مزبور و وقوع فسخ را تصدیق و امضا نماید. در این مورد، زدن مهر باطل شد مورد نخواهد داشت.
ب- در صورتی که طرفین برای اقاله به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنند باید پس از اقاله معامله در ستون ملاحظات دفتر سند معامله، ابطال و مهر ( باطل شد ) روی سند و صبت دفتر زده شود و به دستور ماده ١٠۴ ایین نامه قانون ثبت، در موقع فسخ و اقاله و معاملات املاک باید لاشه سند باطل شده در اگهی فسخ به اداره ثبت ارسال شود تا در ملاحظات دفتر املاک قید شود.
ثلث : در اصطلاح ثبتی یکسوم ترکه را گویند که وصیت تا ان میزان نافذ است و مطابق ماده ٨۴٣ ق.م زیاده بر ان نافذ نیست مگر با اجازه وارث و اگر بعضی از ورثه اجازه دهند فقط نسبت به سهم ایشان نافذ است.
ثبت اجباری : ثبت اسناد زیر اجباری است:
١- کلیه عقود و معاملات راجع به عین، یا منافع اموال غیر منقوله که در دفتر املاک ثبت نشده اند.
٢- صلحنامه و هبه نامه و شرکت نامه. ( ماده ۴٧ ق.ث )
ثبت اختیاری : ثبت اسناد، اختیاری است، مگر در موارد زیر:
١- کلیه عقود و معاملات راجع به عین یا منافع املاکی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده باشند.
٢- کلیه معاملات راجع به حقوقی که قبلا در دفتر املاک ثبت شده است ( ماده ۴۶ قانون ثبت )
ثبت با سند برابر است : طرقین معامله یا وکلای انها باید ثبت سند را ملاحظه نموده و مطابقت ان ثبت با اصل سند توسط مشارین الیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق شود. و در مورد اسنادی که فقط برای یک طرف ایجاد تعهد می کند، تصدیق و امضای طرف متعهد کافی خواهد بود. ( ماده ۶٣ ق.ث )
ثبت عادی : ثبت قبل از ثبت عمومی ( ١٣١٠ ) را گویند که مالکان تکلیفی برای ثبت املاک خود نداشتند.
ثبت علامت : به ثبت رساندن علامت تجارتی است، در اداره ثبت شرکت ها، مطابق مقررات مربوط به ان.
ثمنیه اعیانی : اصطلاحا سهم الارث زوجه را گویند که فرض همه زوجه ها، در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد است. چون مطابق ماده ٩۴٧ ق.م ( سابق) زوجه از قیمت ابنیه و اشجار ( اعیانی ) ارث می بردند زمین انها، به همین دلیل، ادارات ثبت در موقع صدور سند مالکیت برای سایر وراث سهم انان را با قید عبارت ( به استثنای ثمنیه اعیانی ) صادر می کنند و چنان که ورثه از پرداخت بهای ثمنیه اعیانی خودداری نمایند، با اخذ اقرارنامه به عنوان ثمنیه اعیانی جهت زوجه سند مالکیت صادر می نمایند. البته در خصوص صدور سند مالکیت ثمنیه اعیانی روال ثابت و یکنواختی بین واحد ها وجود ندارد .
با احترام - حسین داوری داورانی
دل ویران و سر حیران و